آرشیدا جونآرشیدا جون، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

❤✿عشق ما✿❤

سه تا یک دوس داشتنی!

نازنین مامان ! درست در روزی که 1 سال . 1 ماه . 1 روز سنت بود! شما گفتی مامانی ماما - بابا وای که چقد من منتظر گفتن این کلمات نه کم و گهگاهی بلکه زیاد و تکراری ازت بودم! چقد شیرین بود ! الان که مرتب زمزمه میکنی بابا! صدات ضبطیدم! ضمنا به 10 قدم رسیده راه رفتن!>>>>>> به امید اینکه پله های ترقی رو هم یکی یکی طی کنی و به موفقیت های خوبی که توی دلم برات آرزو دارم برسی گل نازم! ...
16 مرداد 1393

این روزها ماهگیت13!

نازنینم! این روزها شما تاتی میکنی تعدادش از 3 4 تا به 6 7 تا رسیده! و خسته که میشی خیلی شیک میشینی و 4 دست و پا خیلی سریع خودتو به جایی که می خوای می رسونی! به همه جا سر می نی و همه کشو ها رو و کابینت ها رو بیرون میزیزی و کنکاش میکنی! کلمات رو کاملتر و واضحتر میگی!: مامان ( با ن  بلاخره گفتی) - بابا - بابای - جوجو - جیز - چیه - کیه - این چیه - اون چیه - کجایی ؟؟؟ - اینجایی؟؟ ( خیلی بامزه میگی میکشی یی رو!) - ابه - به - دایی - چایی از گوشه مبلها قسمت کناریش بالا میری و میری سراغ وسایلا مخصوصا تلفن  که خوراکته و به هم میریزی و میای ازش آویزون میشی و میای پایین! فاتح همه جا شدی ! قبلا فقط از تختمون بالا میرفتی اما...
13 مرداد 1393

این روزها 1 سالگیت! ( به تو از تو می نویسم...)

این روزها دخمل زیبای من خیلی خوب همه رو می شناسه و با همه ارتباط برقرار میکنه ! اینقدر مهربون برخورد میکنی که همه زود عاشقت میشن! یاد گرفتی دالی میکنی با همه ! خوب تو یه دختری و دخملا خوب بلدن چجوری خودشونو لوس کنن و با نمک باشن و تو دل همه جا باز کنن! !!!!!!!!!! تو هم تو هر حالتی که باشی نشسته و یا مبلا و وسایلا رو گرفته باشی و ایستاده باشی و یا پشت خودمون رو گزرفته باشی خودتو کج میکنی و با لبخندی که خاص چهره شیرین خودته ادمو نگاه میکنی! همه باهات دالی میکنن!  وای تو این حالت که دالی میکنی چشمات شیطنت و چهره ات اینقد بامزه میشه که من فقط  میخورمت و هی میبوسمت! وقتی می بینم اینقد بزرگ شدی غرق غرورم میشم و از وجودت لذت میبرم !...
24 تير 1393

واکسن 1 سالگیت!

دیروز 1 شنبه 15 تیر با مامانی طبق معمول رفتیم واکسن 1 سالگستو زدی! قبلشم از ترس تب کردن بهت استامینوفن دادم و یه واکسن کوشولو رو به دستت زد اینبار خیلی راحت بود شکذر خدا! سریع هم اروم شدی شکر خدا ! فقط شبش یکم دونه زدی الان بختری! ...
16 تير 1393

تولد تولد تولدت مبارک!

سلام عروسک مامان! تولد تولد تولدت مبارک! مبارک مبارک تولدت مبارک! هورا بلاخره 1 ساله شدیم! 1 سال از بودنت کنارم گذشت از بهترین لجظات و لذت بخش ترینشون! و به لحظه ی دوست داشتنی تولد گرفتنت رسیدم گلم! خونه رو تزیین کردیم و  کارا رو انجام دادیم! خاله و مامانی از صبح طبق معمول زحمت کشیدن و کمکمون کردن! دستشون درد نکنه! مهمونا اومدن!  مامانی و بابایی و خاله جون و دایی جون و  خانوداه بابات مادر و پدر بزرگت و عمه هات! همه چی هم خوب و خوش گذشت ! تولد 1 سالگیت مبارک انشالا 120 ساله شی با شادی گل نازم! بقیشو در ادامه مطلب ببینید!       سلام...
16 تير 1393

این روزها 9

عروسک من! این روزها شما همش من باید جلو چشمت باشم ! این شبا تا 1 2 به زور می خوابی! ترفند خاله سارا هم رو شما زیاد موثر نیست! یاد گرفتی با عرسکات بازی کنی ! این روزا میگی: به من مَ مَ - به بابات بُ بُ  یا بَ بَ  میگی - جیز - جیش گاگا  - ابه - اد َ - ددر - ددَ به همه چی اشاره میکنی میگی چیه - این چیه - کیه  همه چیو با دست نشون میدیو  میپرسی این چیه یا کیه!   ...
5 تير 1393